برنامۀ پیش دبستانی پتس

نگاهی اجمالی به برنامۀ پیش دبستانی پتس برنامۀ تحصیلی پیش دبستانی «پتس» (ارتقای راهبرد­های فکری متفاوت) یک برنامۀ جامع و به لحاظ رشدی بر پایۀ برنامۀ تحصیلی است که قصد دارد توانایی‌های اجتماعی- هیجانی را بهبود بخشد و از مشکلات رفتاری و هیجانی کودکان خردسال پیشگیری کند و آنها را کاهش دهد. برنامۀ پیش دبستانی […]

ادامه مطلب

تمثیلی از مشکلات کودکی که برای خواندن و درک مطلب دارای ناتوانی‌ها یا اختلال‌های جدی است

روزي گرم، پس از بالا رفتن از چندصد پله در يك فانوس درياييِ تاريخي در ساحل اورگون، خسته ولي آمادة رخدادي تازه بودم. سخت هيجان زده بودم زيرا مي¬دانستم بالا رفتن از اين پله¬ها ارزش ديدن چشم اندازی از فراز فانوس دريايي را دارد. در ايستگاه ]پايين فانوس دريايي[ شنيدم پسركي پنج ساله از فرط خستگي و ترس به شدت گله مي¬كرد چنان كه هيچ پدر و مادر يا معلمي نديده است. او نمي¬خواست به فانوس پا بگذارد. «اين كار احمقانه و خسته كننده است»، پس چرا او بايد چنين كاري كند؟ خشم پسرك كه بالا گرفت و مقاومتي كه نشان ¬داد پدر و مادر به او پيشنهاد كردند در خودرو بنشيند و آرام و بگيرد تا بتوانند گفت و گويشان را ادامه دهند. كودك معني اين پيشنهاد را مي¬دانست. او مي¬دانست كه هيچ گفت و گويي در كار نيست و در نتيجه او هيچ چيز نبايد بگويد، بنابراين پاي بر زمين كوبيد و گفت، «مي¬نشينم و جايي نمي¬آيم!»
هيجاني كه اين كودك حس مي¬كرد، بسيار مانند احساس كودكاني است كه مي¬كوشند ياد بگيرند بخوانند و پس از آن هم بايد ياد بگيرند نوشته¬اي پيچيده را بفهمند. ترس، اضطرابِ خطا كردن، و بي¬تابي ]براي كودك[ حاصل هميشگي معلمان و پدران و مادراني است كه مي¬كوشند كودك را وادار به بالا رفتن از پله¬هاي فانوس دريايي كنند چيزي مانند همان واداشتن به هجي كردن واژه¬ها.
برخي كودكان خواندن را به آساني ياد مي¬گيرند، ولي گاه در وارد شدن به برخي راهروهاي اين فرايندِ پيچيده¬ دشواري¬ها رخ مي¬نمايد كه از واج¬ها آغاز مي¬شود و در دركِ خواندنِ نوشته¬اي پيچيده دنبال مي¬شود. هنگامي كه از دانش¬آموزان مي¬خواهيم با مشكلاتِ خواندني پرتنش روبه رو شوند، حس خوبي از خواندن در ايشان پديد نمي¬آوريم همچنان كه روز داغ و ترس از پله¬هاي فانوس دريايي. اگر تکلیفی که از کودکان انتظار داریم، در توان ایشان نباشد یا آنان چنان بی¬انگیزه باشند که نتوانند یا نخواهند تکلیف را دنبال کنند، در برابر ما مقاومت خواهند کرد. پاداش هم شاید برایشان چندان ارزشی نداشته باشد، گرچه تماشا از بالای فانوس دریایی باشد یا خواندن یک کتاب. هنگامی که کودکان می¬توانند از شنیدن یک داستان لذت ببرند یا از دیدن فیلم¬های مستند یا تلویزیونی اطلاعاتی به دست آورند، شاید تصور نکنند که در تلاش برای خواندن هم هدفی نهفته باشد. این که از کودک بخواهیم بر ناامیدی¬اش از خواندن غلبه کند، البته کافی نیست.
خواندن بخشی از روند طبیعی رشد و تحول آدمی نیست. بر خلاف زبان گفتاری، خواندن با مشاهده و تقلید افراد دیگر شکل نمی¬گیرد. بخش¬هایی از مغز هست که به فرایند ارتباط کلامی اختصاص دارد، ولی هیج منطقه¬ای نیست که ویژۀ خواندن باشد. پیچیدگی خواندن موجب می¬شود چند ناحیه از مغز در شبکه¬های عصبی با هم کار کنند. این بدان معنی است که نارسایی¬های مختلفی در مغز ممکن است مخلِ خواندن شود.
با در نظر گرفتن همۀ تکلیف¬های شناختیِ لازم برای ارتباط دادن نمادها با صداها، صداها با واژه¬ها، واژه¬ها با معنی، معنی با حافظه، و حافظه با پردازش متفکرانۀ اطلاعات، چندان شگفت نیست اگر برآورد کنیم که بیست تا سی و پنج درصد از دانش¬آموزان آمریکایی در دبستان و دبیرستان مشکلاتی جدی با خواندن داشته باشند.
من در هر معلمی که به مدد راهبردهای موفق و انگیزه بخش به یک دانش¬آموز کمک می¬کند که از پله¬های فانوس دریایی بالا رود، هیبتی احترام‌آمیز می‌بینم. بدون چنین معلمانی، کودکان ما هیچ گاه درنخواهند یافت که بر فراز فانوس دریایی چه چشم¬انداز شگفتی هست.
از مقدمۀ کتاب خواندن و مغز نوشتۀ جودی ویلیس (2008)
Teaching the Brain to Read, Judy Willis (2008)

ادامه مطلب

گفتاری کوتاه دربارۀ نقش یافته‌های عصب شناسی در آموزش خواندن

در سال 1990 جورج بوش بیانیه¬ای را امضا کرد که اظهار می-داشت دهۀ پیش رو دهۀ مغز خواهد بود. در این بیانیه آمده بود که در سال¬های آینده آگاهی عمومی از فواید برخاسته از پژوهش¬ دربارۀ مغز، برنامه¬های مناسبو فعالیت در آن حوزه افزایش خواهد یافت. در واقع، پژوهش دربارۀ مغز در ارتباط با یادگیری در دهۀ پیش رو تکمیل می¬شد. مطالعه روی تصویر برداری از سیستم عصبی بر شیوه¬های تصویر برداری از مغز اضافه می¬شد و در مطالعات آموزشی استفاده می¬شد. با وجود همۀ داده¬هایی که از آن دهه به جا مانده و تداوم پژوهش¬های صورت گرفته در هفت سال گذشته [پیش از سال 2008، مترجم]، هنوز جوامع علمی و علوم تربیتی بر سر بهترین روش آموزش خواندن به توافق نرسیده¬اند.
آن چه این پژوهش¬ها به بار آورده است، انبوهی از اطلاعات دربارۀ چگونگی پاسخ دهی مغز به واژه¬های نوشته شده است و این که هنگام پردازش¬های پیچیدۀ خواندن کدام یک از نواحی مغز بیشترین فعالیت را دارند و برخی راهبردها پیشنهاد شده که به نظر می¬رسد فعالیت و کارایی مغز را بیشتر کند. دشوارترین بخش کار تعیین همبستگی میان فعالیت مغزنگاری و پیشرفت عینی و کیفی در مهارت¬های خواندن است. متون تخصصی در آموزش و پرورش مشحون از مباحثی دربارۀ خواندن است که گاه آمیخته¬ای می¬شود از واقعیت و نظرِ [شخصی] یا تفسیر متعصبانۀ داده¬ها و تفسیرهایی برای اقناع خود. هدف از تلاشِ [صورت گرفته در این کتاب] رسیدن به داده¬هایی عینی است از تصویربرداری کارکردی مغز که همبستگی معقولی با پاسخ¬های شناختی با راهبردهای اختصاصی خواندن دارد.
بیشتر اطلاعات [این کتاب] از پژوهشی به دست آمده است که می¬خواهد بداند مغز چگونه یاد می¬گیرد بهتر، کارامدتر، و خودانگیخته¬تر بخواند. این شاید بزرگ¬ترین انتظار معلمانی باشد که اطلاعات این پژوهش¬ و راهبردهای برگرفته از آن را دنبال می¬کنند. پدران و مادران مطالبی را دربارۀ پیشرفت در خواندن در کتاب¬ها و مجله¬ها می¬خوانند و انتظارات خود را در این زمینه با معلمان فرزندان¬شان و مدیران مدرسه¬ها در میان می¬گذارند و حق دارند. من پیش از بازگشت به دانشگاه برای گرفتن گواهی نامۀ تدریس و درجۀ کارشناسی ارشد علوم تربیتی، پانزده سال در بخش نورولوژیِ بزرگ¬سالان و کودکان کار می¬کردم. در آن مدت از پدران و مادران انتظار داشتم در ارزیابی¬های عصب شناختی و درمان فرزندان¬شان مرا فعالانه یاری کنند. همان گونه که پیشتر نیز گفته¬ام، هیچ گاه نشده که پدر یا مادر کودکی با بیماری صرع به دفتر عصب شناسی من آمده و گفته باشد، «فقط بهترین کاری را که فکر می¬کنی ممکن است، برای فرزندم انجام بده بی آن که وضعیت کودکم یا کاری را که می¬خواهی بکنی برایم توضیح دهی. هرچه برای کودکم پیش بیاید در دست تو است چون تو متخصص عصب شناسی هستی و من فقط مادر او هستم.»
اگر پدران و مادران چنین خود را از مراقبت¬های پزشکی فرزندشان کنار بکشند، من دربارۀ سلامت چنان کودکی نگران خواهم بود. به همچنین، ما معلمان می¬توانیم و باید از پدران و مادران انتظار داشته باشیم که مدعی فرزندان¬شان باشند، به ویژه برای مهم¬ترین مهارت تحصیلی، یعنی خواندن. من در اين كتاب پس زمينه¬اي از پژوهش مغز ارائه خواهم كرد كه روشن سازد چگونه يك مغز معمولي با فعاليت¬های متوالی خود در گذر داده¬ها از شبكة عصبي به سوی مراكز پردازش چندگانۀ مؤثر در توالی¬ها از زمان دیدن یک نوشته روی کاغذ تا اوج فعالیت¬هایی چون پاسخ دادن کلامی یا نوشتاری به آن چه خوانده است (درک مطلب خواندن و تحلیل نقادانه) عمل می-کند. همان گونه که پزشکان در همۀ زمینه¬ها تخصص ندارند، معلمان عادی نیز نمی¬توانند در همۀ ابعاد مشکلات و تفاوت¬های خواندن تخصص پیدا کنند. همیشه نیاز به متخصصان خواندن احساس می¬شود. و به همان سان که پدران و مادران برای مراقبت¬های پزشکی از فرزندان خود با پزشک همکاری می¬کنند، معلمان نیز با درکی درست از پژوهش¬های صورت گرفته در حوزۀ مشکلات خواندن و راهبردهای بازپروری آن برای کمک به متخصصان، خانواده¬ها، و دانش¬آموزان در بهترین موقعیت هستند تا فرایند یادگیری خواندن را تا حد ممکن به موفقیت برسانند. بدین گونه پیش از هر چیز بر معلمان کلاس است که از هنر معلمی استفاده کنند و عشق به خواندن را در دانش-آموزان بدمند.

ادامه مطلب

تبیین جایگاه معلم در فرایند بادگیری کودک

ما معلمان نخستین کسانی هستیم که باید بدانیم فرایند یادگیری هیچ گاه پایان نمی¬پذیرد. علم همواره خود را به نقد می¬کشد؛ متخصصان تعلیم و تربیت نیز همواره راهبردهای خود را می¬آزمایند، محک می¬زنند، تغییر ساختار می¬دهند، و بازسازی می¬کنند تا در مهمترین شغلی که بر عهده گرفته¬اند، بهتر و بهتر شوند. در این زمان که پژوهش¬های حوزۀ مغز متمرکز بر یادگیری و به ویژه یادگیری خواندن شده است، ما در نقطه¬ای هیجان انگیز ایستاده¬ایم که چشم انداز عصبی ما نشان می¬دهد هنگامی که دریافت¬های اطلاعات حسی با موفقیت رمزگذاری می¬شود و از نواحی پاسخ¬های حسی گذر می¬کند و به فیلترهای دستگاه هیجانی لیمبیک می¬رسد و به حافطۀ کوتاه مدت، حافظۀ کاری، حافظۀ رابطه¬ای، و درنهایت به حافظۀ بلند مدت می¬پیوندد، در بخش¬های مختلف مغز چه رخ می¬دهد. ما می-توانیم در [مغز]نگاره¬ها و ثبت¬های کمّی و ویژۀ الکترو انسفالوگرافی ببینیم که در فعالیت¬های افزایش یافتۀ سوخت و سازی در مراکز پاسخ دهی دیداری، نواحی پردازش رابطه¬ای، نواحی ذخیرۀ بلند مدت، و نواحی قطعۀ پیشانی، که می¬دانیم هنگام کارکردهای اجرایی فعال می¬شود (بالاترین سطح پردازش اطلاعات از خواندن به دست می¬آید که برای داوری، اولویت دهی، تحلیل، و مفهوم سازی استفاده می¬شود)، چه راهبردهای بروز می¬کند.
هنگامی که دخترم، مالانا، در دورۀ کارشناسی ارشد تحصیل می-کرد، از دشواری¬هایی که در پیش رو داشت آگاه بود ولی در نامه¬ای برای من از فرصت¬هایش نیز نوشت، «معلمی به معنی عمل به کمال نیست. فرصتی است برای همواره رشد کردن، یادگرفتن، پرسیدن، سرگردان بودن، و غلبه بر مشکلات. معلمی تشریک مساعی ویژه¬ای است. مسئولیت معلم کلاس کار با دانش¬آموزان، خانواده¬ها و متخصصان مختلف است؛ اینها بخشی از گروهی هستند که برای همه تجربه¬ای شیرین از یادگیری خواندن به جا می¬گذارند.»
چنین است که من امید دارم با این کتاب بتوانم برای معلمان فرصتی به دست دهم که آخرین پژوهش¬های انجام شده دربارۀ خواندن توسط مغز را بخوانند و پشتوانه¬ای از دانش کافی برای خود بنا کنند تا بتوانند تشخیص دهند کدام تحقیق معتبر است و کدام یک سوگیری دارد. شما با افزایش درک خود از وضعیت کنونی پژوهش دربارۀ خواندن مبتنی بر مغز، خواهید توانست از میان پژوهش¬های مدعی که در آینده خواهید خواند، موارد مناسب را با دقت برگزینید و نتایج آنها را برای بهبود راهبردهای آموزش در کلاس به کار بندید و موفقیت را در خواندن برای همۀ دانش¬آموزان خود فراهم سازید.

ادامه مطلب